تبلیغات

پشتیبانی

دورهمی به صرف موسیقی - آرزوهای یک زن (داستانک)
آرزوهای یک زن (داستانک)


قورباغه آرزوها


خانمی در زمین گلف مشغول بازی بود .
ضربه ای به توپ زد که باعث پرتاب توپ به درون بیشه زار کنار زمین شد .
خانم برای پیدا کردن توپ به بیشه زار رفت که ناگهان با صحنه ای رو به رو شد ...
قورباغه ای در تله گرقتار بود . قورباغه حرف می زد !
رو به خانم گقت : اگر مرا از بند آزاد کنی سه آرزویت را برآورده می کنم .
خانم ذوق زده شد و سریع قورباغه را آزاد کرد .
 قورباغه به او گفت : نذاشتی شرایط برآورده کردن آرزوها را بگویم . هر آرزویی که برایت برآورده کردم ده برابر آنرا برای همسرت برآورده می کنم .
خانم کمی تامل کرد و گفت : مشکلی ندارد .
آرزوی اول خود را گفت : من می خواهم زیباترین زن دنیا شوم .
قورباغه گفت : اگر زیباترین شوی شوهرت ده برابر از تو زیباتر می شود و ممکن است چشم زن های دیگر به دنبالش بیافتد و او را از دست دهی .
خانم گفت : مشکلی ندارد چون من زیباترینم کس دیگری در چشم او به جز من نخواهد ماند
پس آرزویش برآورده شد .
بعد گفت که می خواهم ثروتمندترین فرد دنیا شوم
قورباغه به او گفت : شوهرت ده برابر ثروتمند تر میشود و ممکن است به زندگیتان لطمه بزند .
خانم گفت : نه هر چه من دارم مال اوست و آن وقت او هم مال من است .
پس ثروتمند شد .
آرزوی سومش را که گفت قورباغه جا خورد و بدون چون و چرایی بر آورده کرد .
خانم گفت : می خواهم به یک حمله قلبی خفیف دچار شوم !
.....
و مرد دچار حمله قلبی ده برابر همسرش شد .

قورباغه آرزوها

موضوعات: متفرقه ،
[ سه شنبه بیست و پنجم مهرماه سال 1396 ] [ 19:49 ] [ haana ] [ نظرت () ]
آخرین مطالب